جاییکه خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند

نوشته‌ی دلیا اُوِنز (Delia Owens)

تا سالها شایعه‌ی «دختر مُردآب» تمام شهر بارکلی کُو (Barkley Cove) را پر کرده بود، شهری واقع در سواحل جنوبی کارولینا. بنابراین وقتی در اواخر سال 1969 جسد پسر خوش‌تیپی بنام چِیس اندرو (Chase Andrew) پیدا شد، تمام مردم محلی به کیا کلارک (Kya Clarck) شک کردند، یعنی همان دختری که به عنوان «دختر مردآب» شناخته می‌شد!

اما کیا آن دخترِ حساس و باهوشی که مردم می‌گفتند، نبود! او سال‌های سال در همان درّه‌ی مُردآبی زندگی می‌کرد که حالا دیگر آن را خانه‌ی خودش می‌دانست، جاییکه در آن مرغان دریایی با او دوست شده بودند و درس زندگی را در میان شن‌های نرم اطراف مردآب فرا گرفته بود. سپس زمانی فرا رسید که قلبش به دنبال یک عشق پرپر می‌زد؛ حالا دیگر عاشق پسری شده بود و با تمام وجود او را می‌خواست!

وقتی دو تا از پسرهای جوان شهر مجذوب زیبایی وحشیانه‌ی او شدند، کیا خود را در زندگی تازه‌ای دید، ... تا اینکه آنچه که حتی فکرش را نمی‌کرد، رُخ داد!

همانطور که منتقدین در مورد این داستان می‌گویند، ”جاییکه خرچنگ‌های دریایی آواز می‌خوانند“ داستانی است که روندی معمولی را در ذهن مخاطب آغاز می‌کند و سپس قلب‌ها می‌شکنند! پس از آن یک جنایت ماجرا را تغییر می‌دهد و اُوِنز، نویسنده، به ما یادآوری می‌نماید که آنچه در کودکی بر ما گذشته است، تا چه حد می‌تواند بر روی بزرگسالی ما نیز اثر بگذارد و اینکه همه‌ی ما همیشه تحت تأثیر رازهای وحشیانه‌ی زیبایی‌ها قرار داریم که در ذات دنیای پیرامون ما وجود دارد.

از جمله داستان‌های پرفروش نیویورک‌تایمز در سال 2019 که به مدت بیست هفته‌ی متوالی شماره‌ی یک فروش بود.

داستان‌هایی از ارواح: کلیک کنید