دوازده دلیل برای آنکه امسال دست‌کم دوازده تا کتاب بخوانید!

نوشته‌ی آریل آبک (Ariel Abke)

ترجمه‌ی فرشاد قدیری

 

همیشه به ابتدای سال نو که می‌رسیم، بسیاری از افراد برای تمام سال برنامه‌ریزی می‌کنند. یکی از آن برنامه‌ریزی‌هایی که خیلی‌ها به آن علاقه‌مند هستند، مطالعه است که البته دلایل دلچسبی هم برای آن وجود دارد. شکی وجود ندارد که مطالعه‌ی کتاب بسیار مفید است. اما به راستی مطالعه تا چه حد می‌تواند بر زندگی شما اثر داشته باشد؟ چرا کتاب‌خوانی باید از جمله اولویت‌های زندگی‌تان به شمار برود؟ خوشحال خواهم شد اگر شما پاسخ مرا به این پرسش، مطالعه بفرمایید.

 

1. مطالعه مغز شما را راه می‌اندازد!

مطالعه‌ی داستان‌ها و کتاب‌های خودآموز، درست مانند تمرینات ورزشی که بر روی سلامت بدن‌تان اثر می‌گذارند، بر روی مغز مبارک‌تان تأثیرگذارند. حدود 300 سال پیش، جوزف ادیسون (Joseph Addison) این مطلب را بیان نمود، یعنی بسیار پیش از آنکه علوم نوین امروزی بوجود بیایند و یا پژوهش‌هایی در زمینه‌ی مطالعه صورت گیرد. به هر حال، امروزه نیز پژوهش‌های علمی نشان می‌دهد که مطالعه‌ی کتاب شما را باهوش‌تر می‌سازد. برای مثال، مطالعه‌ی یک کتاب داستان باعث می‌شود تا جریان خون‌تان بطور منظم‌تر در مغز مبارک‌تان چرخ بخورد و بدین ترتیب مغزتان به مراتب بهتر تغذیه شود.

 

2. مطالعه‌ی کتاب‌های داستان باعث می‌شود تا ایده‌های نوینی به سرتان زده و برای مشکلات زندگی‌تان، راه‌حل‌های نبوغ‌آمیزی به فکرتان برسد.

آیا هرگز وقتی کتاب داستانی را مطالعه کرده‌اید، به این فکر نیفتاده‌اید که می‌توانید از راه‌حل‌های شخصیت اصلی داستان برای زندگی خودتان هم استفاده نمایید؟ وقتی کتابی را می‌خوانید، ذهن‌تان بطور ناخودآگاه تجاربی را بدست می‌آورد که برپایه‌ی آن، حوادث داستانی را با واقعیت‌های زندگی‌تان تطبیق می‌دهد و شبیه‌سازی می‌کند! با مطالعه‌ی کتاب‌ها، الگویی از زندگی را بدست می‌آورید، مشکلات را حل می‌کنید، و بگونه‌ای با شخصیت اصلی کتاب همزادپنداری می‌نمایید که انگار تجارب او را بدست آورده‌اید و حالا انسان پُخته‌تری هستید!

 

3. مطالعه‌ی کتاب باعث می‌شود تا در نوشتن هم مهارت پیدا کنید.

وقتی کتابی را می‌خوانید، مغزتان همان شیوه‌ی نگارش را در خودش بازنویسی می‌کند و دایره‌ی واژگان شما را افزایش می‌دهد. شما بدون آنکه حتی متوجه شوید، بر روی شیوه‌ی نگارش آن کتاب متمرکز خواهید شد. همچنین املای کلمات و احساسی که پشت آنها نهفته است را فرا می‌گیرید. واژه‌ها و جملات در ذهن‌تان مفاهیمی ورای معنای ظاهری پیدا می‌کنند و حتی می‌توانید از محیط متن، معنای کلمات جدید را بخوبی درک نمایید. حالا دیگر قادر خواهید بود تا خودتان هم بسیار تأثیرگذار مطالب مورد نظرتان را بنویسید که این مهارت در زندگی، کار و حتی برای پولسازی بسیار مفید می‌باشد.

 

4. مطالعه، مهارت‌های ارتباطی شما را بالا می‌برد.

از آنجا که مطالعه باعث می‌شود تا دایره‌ی واژگان و اصطلاحات شما بالا رفته و همچنین دانش بیشتری پیدا کنید، بنابراین برای بیان آنچه که می‌خواهید به دیگران بگویید، مهارت‌های مؤثر بیشتری در دست خواهید داشت. همچنین با توجه به دانش بیشتری که از طریق مطالعه بدست آورده‌اید، حالا موضوعات بیشتر و جالب‌تری برای بیان آنها در میان جمع دارید. بدین ترتیب آدمِ جذاب‌تری برای دیگران خواهید بود! خودِ من، عاشق افرادی هستم که موارد زیادی برای گفتن دارند، بویژه کودکان! این افراد معمولاً مفاهیم عمیق‌تری را مطرح می‌کنند و وقتی کودکی از کلمات شیک و چهارچوب‌بندی شده‌ای استفاده می‌کند که در کتاب‌ها خوانده است، قند در دلم آب می‌شود!

 

5. مطالعه باعث می‌شود تا نگرش عمیق‌تری نسبت به زندگی داشته و باورهای والاتری را در ذهن‌تان جا دهید.

وقتی داستانی را می‌خوانید که از فلسفه‌ای والا در مورد زندگی سرچشمه گرفته است، شما نیز همان باورها را در خودتان تقویت می‌نمایید. وقتی کتابی را مطالعه می‌کنید که دارای جهان‌بینی ژرفی است، آنگاه می‌توانید دورنمای ژرف‌تری از زندگی را نیز درک نموده و باورهای کهنه‌تان را مورد بازبینی قرار دهید، باورهایی که تا کنون برای زندگی شما مفید نبوده‌اند. بدین ترتیب، شما به دنبال حقایق خواهید رفت و چهارچوب‌های ذهنی‌تان را دگرگون خواهید ساخت. اخیراً کتابی را مطالعه کردم که بینشی عمیق‌تر را به من هدیه نمود. شخصیت‌های داستان دارای روشن‌بینی جالبی در مورد زندگی بودند و من نیز شروع به فکر کردن در مورد این بخش از مفاهیم زندگی کردم. تازه متوجه شدم که مفهومی بنام ”خدا“، تا چه حد زیبا، دلنشین، واقعی و تأثیرگذار است! گرچه آن داستان بسیار تخیلی بود، اما عشق من نسبت به خداوند را بیدار کرد. حالا نگرش راستین‌تری نسبت به وجودِ خداوند دارم.

 

6. مطالعه باعث می‌شود تا نظم و انضباط بهتری داشته باشید و آدمِ باثبات‌تری شوید.

با این همه رسانه و فن‌آوری‌های اطلاعات نوین، تمرکز کردن هر روز سخت‌تر می‌شود. برخلاف وِل گشتن در میان صفحات مجازی (اینترنت) و شبکه‌های اجتماعی که در بیشتر موارد ما حوصله نداریم تا همه‌چیز را در آنها بطور عمیق مطالعه کنیم، مطالعه‌ی کتاب شما را وادار می‌کند تا تمرکز بیشتری داشته باشید. چنانچه می‌خواهید کتاب داستانی را درک نمایید، باید تمام بخش‌های آن را با دقت خوانده و کتاب را بگونه‌ای به آخر برسانید که پیام آن را گرفته باشید. برای انجام این کار، مغز شما یاد می‌گیرد که چطور ارتباطات ژرف‌تری با شخصیت‌های داستان برقرار کند و تمرکزش را بالا ببرد.

 

7. مطالعه، دانش‌تان از تارخ را افزایش می‌دهد.

بیشتر داستان‌ها از وقایع تاریخی، سیاسی و یا اجتماعی سرچشمه می‌گیرند. بنابراین شما نیز با مسائل فرهنگی، اقتصادی و منطق آشنا می‌شوید. وقتی هم مسائل تاریخی را در قالب یک داستان به شما هدیه می‌کنند، معمولاً بهتر و راحت‌تر آن را بخاطر می‌سپارید. وقتی در مدرسه درس می‌خواندم، چندان از درس تاریخ خوشم نمی‌آمد. همیشه تاریخ وقوع حوادث سیاسی و حتی خودِ حوادث را فراموش می‌کردم! اما مطالعه‌ی داستان‌هایی که برپایه‌ی حقایق تاریخی نگاشته شده‌اند، همیشه باعث می‌شد تا آن را بخوبی از بَر شوم. وقتی حقایق تاریخی را مانند یک داستان مهیج و جالب می‌نویسند، عاشقانه آنها را می‌خوانم و حتی از یک استاد تاریخ هم بهتر یاد می‌گیرم! دیگر برای فراگیری تاریخ نیازی به تلاش ندارم، بلکه با آن عشق می‌کنم. اگر تنها یک کتاب تاریخی را مطالعه کنیم، ممکن است چندان قدردان فرهنگی که نیاکان ما برای‌مان بجا گذاشته‌اند، نشویم. اما به شکل داستان، بطور بسیار عمیق‌تری درک خواهیم نمود که نیاکان‌مان چه میراث ارزشمندی برای ما بجا گذاشته‌اند، و درک بیشتری از هویت‌مان خواهیم داشت.

 

8. مطالعه‌ی کتاب‌ها، دانش فرهنگی‌مان را افزایش می‌دهد، بدون آنکه بخواهیم هزینه‌های سرسام‌آوری برای آن خرج کنیم.

داستان‌ها ما را به درونِ عواطف و روحیه‌ی افراد فرو می‌برند. اگر بخواهیم با سفر کردن، این بخش از فرهنگ مردم جهان را درک نماییم، باید کُلی هزینه هم صرف کنیم که برای بیشتر ما مقدور نیست. من با مطالعه‌ی داستان‌ها و کتاب‌ها می‌توانم درک عمیق‌تری از چهارچوب‌های ذهنی مردم دنیا بدست آورم. تمام داستان‌هایی که خوانده‌ام هم‌اکنون در ذهن من جا گرفته‌اند و حالا رفتار و مَنِش بسیاری از آدم‌ها را می‌فهمم. من هرگز سفری به دیگر کشورها نداشته‌ام، اما آنها را درک می‌کنم زیرا در موردشان کتاب‌های زیادی به شکل داستان خوانده‌ام. همین مسأله نیز باعث می‌شود تا کسانی که زیاد مطالعه می‌کنند، با افکار و ایده‌های افراطی درگیر نشوند.

 

9. مطالعه‌ی کتاب، قدرت تخیل و تصویرسازی ذهنی شما را بالا می‌برد.

وقتی کتابی را می‌خوانید، پای‌تان را درست جای پای شخصیت اصلی داستان می‌گذارید. ذهن‌تان به جایی ورای واژه‌ها و صفحات کتاب می‌رود! ظاهر افراد را در ذهن‌تان مجسم می‌کنید، عواطف وی را درک می‌نمایید، و تصویری از شرایط در ذهن‌تان نقش می‌بندد. ویلیام استیرون (William Styron) می‌نویسد: «یک کتاب خوب، کُلی تجربه به شما هدیه می‌کند و در پایان، شما کمی احساس خستگی خواهید نمود، زیرا با آن زندگی کرده‌اید! شما با مطالعه‌ی داستان‌ها، چندین بار زندگی می‌کنید.»

 

10. مطالعه، مهارت‌های شما در مواردی که علاقه‌مند هستید را بالا می‌برد.

شما همیشه کتابی را انتخاب می‌کنید که به زمینه‌ی داستانی آن علاقه‌مند هستید و بدین ترتیب می‌توانید در همان زمینه موفق‌تر عمل کنید. شما دانش لازم در آن زمینه را بدست می‌آورید و از ”اشتباهات و تجارب“ شخصیت‌های داستان درس می‌گیرید. سال‌ها پیش به گیاهان علاقه پیدا کردم و دلم می‌خواست خواص دارویی آنها را بدانم. درست وقتی که هیچ باغچه‌ای در خانه‌ام نداشتم، به سراغ کتاب‌هایی در این زمینه رفتم. ماه‌ها طول کشید تا توانستم دانش خوبی در این زمینه کسب نمایم. درست از تجارب شخصیت اصلی داستان یاد گرفتم که چطور می‌توان گیاهان دارویی را در خانه پرورش داد زیرا او با تجربه‌ای که داشت، بسیاری از بیماری‌های آشنایان خود را درمان می‌کرد! حالا می‌دانم که اگر معده‌ی مبارک‌تان دچار التهاب شده است، با کمی عرق نعنافلفلی می‌توانید آن را درمان کنید. بنابراین خودم هم هر چند وقت یک بار، چای نعنافلفلی درست می‌کنم و از نوشیدن آن لذت می‌برم.

 

11. مطالعه‌ی کتاب برای شما الهام‌بخش خواهد بود.

وقتی یک کتاب خوب را مطالعه می‌کنید، انگار که دارید با افرادی الهام‌بخش زندگی می‌نمایید. شخصیت اصلی دست به کارهایی می‌زند که الهام‌بخش شما خواهد بود و احساس می‌کنید که شما نیز مشتاق انجام کارهای بزرگ هستید. حالا شما هم می‌خواهید زندگی بهتری داشته باشید و آن را با دست خودتان رقم بزنید. وقتی حدود چهارده سالم بود، کتاب ”کارهای سخت را انجام دهید“، نوشته‌ی آلکس و برت هریس (Alex & Bratt Harris) را خواندم. در این کتاب نوجوانانی به عنوان شخصیت اصلی داستان مطرح می‌شوند که برای من بسیار الهام‌بخش بودند. احساس می‌کردم که من نیز مانند آنها بسیار شجاع‌تر شده و حالا اعتماد به نفس بالاتری دارم! من نیز برای روبرو شدن با چالش‌ها اشتیاق پیدا کردم و دیگر از آنها فرار نمی‌کنم!

 

12. مطالعه‌ی کتاب، فشارهای عصبی را کاهش می‌دهد.

وقتی غرق در خواندنِ داستانی جذاب می‌شوید، احساس آرامش وجودتان را فرا می‌گیرد، تنش‌های عصبی از ماهیچه‌ها و قلب شما دور می‌شود زیرا ذهن‌تان در ایده‌های نوینی غلت می‌زند و حالا زندگی دیگری را تجربه می‌نمایید. مطالعه‌ی داستان برای ذهن ما، مانند رفتن به یک تعطیلات است!

 

پس هر روز برای مطالعه‌ی یک کتاب داستان، وقت بگذارید، بطوری که هر ماه دست‌کم یک کتاب را به پایان ببرید. حتی پس از مطالعه‌ی اولین کتاب نیز می‌توانید تأثیر آن بر روی روحیه‌ی خودتان را ببینید. خواندن کتاب را به صورت یک عادت برای زندگی‌تان درآورید.

یادتان باشد که مهم نیست چه هزینه‌ای هر ماه برای کتاب می‌پردازید، مهم این است که اگر ”مطالعه نکنید“، چه هزینه‌ای را برای آن پرداخت خواهید نمود!

کامیاب و شادکام باشید

 چه کسی پنیر مرا برداشته است؟!